
منتظر اخبار و گزارشات از سوي شما هستيم
*****************************************

چه بايد كرد

روز اول مهر روز بازگشاي مدارس و دانشگاههاست كه از چندي قبل شاهد موج دستگيري گسترده معلمين و يورش به منازل آنان و همينطور تبعيد برخي از معلمين و اخراج وتصفيه بسياري از اساتيد دانشگاه در شهرهاي مختلف بوديم.كه اين خود نشان از اوج بسيار بالاي سركوبيست كه اعمال مي شود در رابطه با بسياري از مشكلاتي كه هم اكنون با بازگشاهي مدارس شاهد آن هستيم اعم از شهريه هاي سنگين براي اسم نويسي دانش آموزان در مدارس ويا در دانشگاهها و همچنين مشكلاتي كه به دليل سهميه بندي بنزين در تردد به وجود آمده است وبسياري ديگر از موانع هايي كه به خاطر آن زندگي مردم را به نقطه فلج رسانده است و با توجه به اين همه راه بندهاي كه در سر راه يك شهروند در برابر نيازهاي طبيعي اش وجود دارد به نظر بايد چگونه به آن پرداخت؟ آيا اگر راه كار درستي باشد يا بسياري از اين مشكلات در ظرف سالمي بررسي شود, مشكلات حل نخواهد شد ؟ در آن موقع چه نيازي است كه بخواهيم در باره مسائلي كه هست ,صحبت كنيم پس بايد اين نتيجه را از آن استنباط كرد كه تا يك راه حل درست و مردمي در كنار اين مشكلات وجود نداشته باشد و به آن پاسخ داده نشود, بايد به اعتراض وبيان كردن آن ادامه داد چون كشور ما ايران كشوريست با منابع عظيم و غني و ثروتهاي طبيعي بسيار. اما چرا بايدمردم به اين روز و به اين درجه از فقر گرفتار آيند؟چرا بايد به خاطر شهريه هاي هنگفت فرزندانشان ازورودبه مدرسه منع شوند چرا بايد باوجودكار كردن در ساعات كاري زياد, هنوز در فقر مطلق زندگي كنند ؟و چرا و هزارن چراي ديگر .پاسخ اين همه سوال را چه كسي خواهد دادو چه كسي پاسخگوي آن است كه درقدم هاي بعدي بتواند تغييري در آن ايجاد كند؟واينجاست كه مي بينيم هيچ كس خود را پاسخگوي آن نمي داند . بي شك اگر اين ثروتهاي ملي در جهت درست و مردمي به كار برده شود طبيعتا شاهد اين درجه از فقر در كشور نمي بوديم و حال اينجاست كه بايد پرسيد پول اين همه ثروت ملي به جيب چه كساني مي رودو چه كساني از آن سود مي برند آري اين خود يك نمونه از هزار نمونه هايست كه در كشورمان وجود دارد اما به جاي راه حل درست و پرداختن به همه اين موضوعات, جوابش را با دستگيريهاي گسترده و يورش به منازل وشكنجه و ارعاب ,مي دهند.راستي قضاوت درست چيست و چه بايد كرد ؟ آيا تازماني كه سكونت را برمي گزينيم و به آن موضوع اهميتي ندهيم وضع موجود بهتر مي شود يا در جهت فرودست تري حركت مي كند ؟تجربه نشان داده است كه نه تنها بهبود ي حاصل نمي شود بلكه مهاجم تر از قبل هم خواهد شدو ادامه راه به بياني سختتر مي شودزيرا در نقطه ايي كه بايدپاسخ داده ميشد عزلت نشيني رابرگزيديم .و پاسخگوي آن شرايط موجود نبوديم .اما حال با بررسي وضع موجود و بحراني تر شدن شرايط بيش از گذشته بايد همه چيز زير و رو شود زيرا كه ستم هاي كه بر سر زنان ما روا ميشود و همين طور ديدگاه كهنه نسبت به زنان اين فشار را چند برابرمي كند و براي آن هيچ ارزشي قائل نيست واما ما به سهم خود و به عنوان يك فعال زن كه همه هدفمان را درجهت رسيدن اين خواسته ها گذاشته ايم, وظيفه داريم كه از زنان آزاده كشور حمايت كنيم و آنها رادرتمام مسائل ياري رسانيم
در گلستانه
دشتها يي چه فراخ
كوههاي چه بلند
درگلستانه چه بوي علفي مي آمد
من در اين آبادي ,پي چيزي مي گشتم
پي خوابي شايد,
پي نوري ,ريگي ,لبخندي
پشت تبريزي ها
غفلت پاكي بود ,كه صدايم مي زد
پاي نيزاري ماندم ,باد مي آمد ,گوش دادم :
چه كسي بامن حرف مي زد ؟
لب آبي
گيوها را كندم ,و نشستم ,پاها در آب
من چه سبزم امروز
و چه اندازه تنم هوشيار است
نكند اندوهي سر رسد از پس كوه
چه كسي پشت درختان است
هيچ ,مي چرد گاوي در كرد
ظهر تابستان است
سايه ها مي دانند كه چه تابستانيست
سايه هاي بي لك
گوشه يي روشن و پاك
كودكان احساس
جاي بازي اينجاست
زندگي خالي نيست
مهرباني هست ,سيب هست ,ايمان هست
آري
تا شقايق هست ,زندگي بايد كرد
در دل من چيزيست
مثل يك بيشه نور ,مثل خواب دم صبح
و چنان بي تابم ,كه دلم مي خواهد
بدوم تا ته دشت ,بروم تا سر كوه
دورها آوايي است ,كه مرا مي خواند
سهراب سپهري
پاسخگو كيست؟
با توجه به معضلات و مشكلاتي كه ما هم اكنون در جامعه شاهد آن هستيم و همچنين سطح پائيني از زندگي اجتماعي و فقر شديدي كه بسياري از قشرهاي جامعه را در برگرفته ,شغل دستفروشي يكي از مشاغليست كه اكثر مردم به ويژه درصد قابل توجه ايي از زنان به اين كار اشتغال دارند اگر بخواهيم بررسي كلي داشته باشيم بايد بگوييم خود شغل دستفروشي يا بيكاري پنهان يكي از معضلات جدي اجتماعيست ,كه گريبانگيرهمه اقشار جامعه الالخصوص اكثريت قريب بالاتفاق زنان سرپرست خانوار كه هيچ پشتوانه شغلي و پشت و پناهي از طرف دولت ندارند ,مي باشد امروزه شغل دستفروشي در جامعه ما در مقابل عدم شغل كافي و نبود منبع درآمد در كنار ساير شغل هاي ديگر بالاجبار به وجود آمده است بسياري از مردم به واقع با اين همه تورم و پيش بردن زندگي خود مجبورن بر خلاف ميل شخصي شان به اين كار روي آورند اما بايد ديد چه چيزي جايگزين آن مي شود كه پاسخگوي زندگي مردم است .زيرا اگر دولت بخواهد يك روند مردمي و ملي را در پيش بگيرد بدون شك مي تواند از پس آن برآيد اما مي بينيم علي رغم شعارهاي دولت نهم در ابتداي روي كار آمدن مبني بر آوردن نفت بر سر سفره هاي مردم ,همان قوت لايموت را نيز از سفره هايشان ربوده است.قرار بود نفت به در خانه هاي مردم آورده شود ولي با جيره بندي كردن بنزين همان درآمد نيمه ايي كه بسياري از بيكاران اجتماع با مسافركشي مي توانستند خرج خانواده هاي خود را در بياورند ,از آنها سلب شده و آنان را نيز به جمع دستفروشان و بيكاران اضافه نموده در يك كلام دولت نه تنها پاسخگو نيست بلكه با يورش به همان بساطي كه با ته مانده سرمايه دستفروشي بدست آمده بود ,اموال آنها را مصادره و باصدور جريمه هاي نقدي زياد آنها را از همه چيز محروم مي كنند و اينجا اين سوال پيش مي آيد كه شماآقاياني كه بساط دستفروشي را برهم مي ريزيد آيا راه حلي هم براي ادامه همين زندگي بخور و نميرآنان داريد؟ يا نه فقط ماموريد و معذور!آيا گوش شنوايي هست كه پاسخگوي درد و رنجهاي آنان باشد آيا آمار طلاق ,اعتياد ,خودسوزي ,تصادفات جاده ايي ,خودكشي و آمار زنان خياباني و ديگر بلاهاي اجتماعي كافي نيست؟ آري هيچ كدام از آنها نمي تواند بي ربط با فقر مردمي باشد كه روزبه روز برفقر آنها افزوده مي شودواين درحاليست كه مبلغ 500هزار تومان زير خط فقر محسوب مي شود. دراينجا بايد گفت كدام دستفروش مي تواند از پس تهيه نصف اين مبلغ بر آيد و آيا معضلات اجتماعي مردم با مصائب و مشكلاتي كه مي توان از وقوع آنها جلوگيري كرد در هم گره نخورده است؟ و مسبب كيست ؟قرباني كيست؟
بازداشت 25 نفر در کارگاه آموزشی کمپین یک میلیون امضاء در خرم آباد
يكشنبه25 شهریور 1386
کارگاه آموزش حقوق زن در خرم آباد با حمله پلیس، ضرب وشتم و بازداشت شرکت کنندگان و اعضای کمپین یک میلیون امضا متوقف شد. 25 شرکت کننده این کارگاه تا نیمی از شب در بازداشت بودند. رضا دولتشاه، بهمن آزادی و خسرو نسیم پور فعالان اجتماعی خرم آباد که مورد ضرب و شتم پلیس نیز قرار گرفته بودند همچنان در بازداشت بسر می برند و به رغم پیگری های دوستان و خانواده هایشان هیچ خبری از وضعیت و مکان بازداشت شان اعلام نشده است.جرم آنها برگزاری یک کارگاه آموزشی در خانه ای کوچک و با عده ای محدود است در مورد قوانین نابرابر همچون تعدد زوجات، شهادت، دیه نابرابر و.. یعنی همان مسائلی که برخی از مسئولان کشورمان هم گاه و بیگاه مطرح کرده اند.
برگرفته از وبلاگ تغيير برابري
ادامه مطلب........
ادامه مطلب
سخني بايد گفت
سخني بايد گفت
در سحرگاهان ,در لحظه لرزاني
كه فضاهمچون احساس مبهم مياميزد
من دلم مي خواهد
كه به طغياني تسليم شوم
من دلم مي خواهد
كه ببارم از آن ابر بزرگ
من دلم مي خواهد
كه بگويم نه نه نه نه
برويم
سخني بايد گفت
در صورت مطرح شدن لايحه حمايت خانواده در مجلس رخ مي دهد:
۱۲ شهريور ۱۳۸۶
كانون زنان ايراني:«اگر لايحة جديد خانواده در مجلس مطرح شود، ما زنان مقابل مجلس تجمع و صداي اعتراضمان را بلند ميكنيم.»
اين واكنش فعالان حوزة زنان در برابر لايحة جديد خانواده است كه يكي از بندهاي آن به مردان اجازة ازدواج مجدد را بدون كسب اجازه از همسر اول ميدهد.
عصر يكشنبه جمعي از فعالان حوزة زنان و حقوقدانان در خانه كوچك يكي از اعضاي كمپين يك ميليون امضا دور هم جمع شدند تا لايحة جديد خانواده را كه قوة قضاييه و دولت به مجلس ارايه داده از ابعاد حقوقي، جامعهشناختي و روانشناختي مورد بررسي قرار دهند تا هر چه مستندتر بر نادرست بودن اين لايحه تاكيد كنند.»
برگرفته از كانون زنان
در ادامه ....
ادامه مطلب
قوانین ایران چند پله از فرهنگ جامعه عقب تر است ،
گزارشی از نشست مطبوعاتي كمپين يك ميليون امضا
«برخي قوانين ايران با فرهنگ جامعه نه تنها انطباق ندارد بلكه چند پله هم عقبتر است.»
شيرين عبادي، حقوقدان اين را ميگويد. او با حضور در اولين نشست مطبوعاتي كمپين يك ميليون امضا براي تغيير قوانين به نكاتي در قانون اشاره ميكند كه نه تنها همگام با برخي ابعاد فرهنگ اجتماع نيست بلكه در مواردي همچنان در حال پسرفت است. از جملهء اين موارد لايحهء اخيري است كه قوهء قضاييه پيشنهاد داده و دولت آن را تقديم مجلس كرده است. يكي از بندهاي اين لايحه، ازدواج مجدد مردان با كسب اجازه از دادگاه به شرط رعايت عدالت است اما شيرين عبادي اين ماده را نقد ميكند:«به لحاظ قانوني دادگاه چگونه ميتواند شرط برقراري عدالت را احراز كند در حالي كه هنوز ازدواج مجددي انجام نشده تا ببينيم مرد توانايي برقراري عدالت را دارد يا نه؟»او همچنين جنبهء ديگري از اين ماده را مدنظر قرار ميدهد: «آيا محبت و عشق قابل تقسيم است؟ مگر در قرآن براي محدود كردن تعدد زوجات يادآوري نشده كه ازدواج مجدد نكنيد مگر آنكه بتوانيد عدالت را برقرار كنيد.»او تصويب اين قانون را يك عقبگرد ميداند و توصيه ميكند: «اين ماده را از دستور جلسه خارج كنيد چراكه هم از جهت حقوقي غلط است و هم با موازين اسلام مغايرت دارد.»
ادامه ....
ادامه مطلب

۱۱ مرداد ۱۳۸۶
کانون زنان ایرانی-فخری شادفر :
مریم ضیا، فعال اجتماعی و یکی از شرکت کنندگان تجمع 22 خرداد زنان در میدان هفت تیر تهران است.هفته پیش وکیل مدافع وی، از محکومیت موکلش به شش ماه حبس تعلیقی و 10 ضربه شلاق تعلیقی به مدت 2 سال از سوی دادگاه انقلاب خبر داد. اتهام او اقدام علیه امنیت ملی ، اخلال در نظم عمومی و شرکت در تجمع غیرقانونی عنوان شده بود.
با مریم ضیا گفتگوی کوتاهی در باره ماجرای بازداشت و همینطور حکم دادگاهش انجام داده ایم که می خوانید
متن کامل در ادامه مطلب
ادامه مطلب

دره خاموش
سكوت ، بند گسسته است.

كنار دره، درخت شكوه پيكر بيدي.
در آسمان شفق رنگ
عبور ابر سپيدي.
نسيم در رگ هر برگ مي دود خاموش.
نشسته در پس هر صخره وحشتي به كمين.
كشيده از پس يك سنگ سوسماري سر.
ز خوف دره خاموش
نهفته جنبش پيكر.
به راه مي نگرد سرد، خشك ، تلخ، غمين.
چو مار روي تن كوه مي خزد راهي ،
به راه، رهگذري.
خيال دره و تنهايي
دوانده در رگ او ترس.
كشيده چشم به هر گوشه نقش چشمه وهم:
ز هر شكاف تن كوه
خزيده بيرون ماري.
به خشم از پس هر سنگ
كشيده خنجر خاري.
غروب پر زده از كوه.
به چشم گم شده تصوير راه و راهگذر.
غمي بزرگ ، پر از وهم
به صخره سار نشسته است.
درون دره تاريك
سكوت بند گسسته است.
شرح حال برخي از زنان همدوش با مردان در عصر مشروطه,فائزه توكلي
ربابه صالحي برغاني
ربابه خانم دختر ملا محمد صالح برغاني و آمنه خانم قزويني است، او خواهر طاهره قرهالعين است. خاندان او از روحانيون صاحب نامي بودند كه بسياري از زنان _و مردان آن از علما و فضلاي برجسته محسوب ميشدند. ربابه از زنان عالم، فاضل، محدث، مجتهد، خطيب و واعظ در عصر قاجار بود. ربابه از جمله زناني بود كه در سخنرانيها و مجالس از مظالم دربار و امرا به ويژه شخص ناصرالدين شاه قاجار انتقاد ميكرد و شاه قاجار به هيچ وجه به او معترض نميشد. او به جهت تسلط بر احاديث كتب اربعه و آراي علماي گذشته و همعصر به استنباط احكام شرعي و موضوعات علمي ميپرداخت و در مسايل فقهي و علمي فتوا ميداد و با علما مباحثه و مجادله ميكرد. ربابه از زنان خيري نيز بود كه به فقرا و درماندگان پناه ميداد. ربابه در زمينهء نظم ديوان شعري دارد به عربي و فارسي كه قسمتي از اشعار عربي او در شرح مناقب خاندان عصمت و طهارت و امام حسين عليه السلام است و آثار نثر او عبارتاند از: رسالهاي در عرفان، كتاب زكات، كتب ارث، كتاب امامت. ربابه صالحي در سال 1322 هجري قمري درگذشت اما روشنگريهاي او در انتقاد از نظام شاهي يكي از زمينهسازيهاي انقلاب مشروطه بود.
به نقل از کانون زنان ايراني – صميم هدايت
۲۱ مرداد ۱۳۸۶
كانون زنان ايراني -صميم هدايت :.اين موضوع كه شيوه موجود و قالب پوشش مي تواند مصداق منكر ديني قرار گيرد ،خود جاي مناقشه و ترديد داردنوع پوشش موضوعي است كه بنا به آيات كتاب آسماني مسلمين مي تواند بر مبناي عرف زمان و شرايط جامعه تغيير يابد و از آنجا كه در آيات موسوم به آيات حجاب هيچگونه قطعيت فرازماني ديده نمي شود بنابراين هرگز نمي توان شيوه اي واحد را به عنوان شيوه محتوم و مطلوب دين اسلام تجويز كرد
‹‹غوغا بر سر چيست؟ظلمت پوشاني از اعماق برآمده اند كه مجريان فرمان خداييم.شمشيري بي دسته را در مرز تباهي و انسان در نشانده اند و بر سفره اي مشغول جهان را به ساده ترين لقمه اي بخش كرده اند:ما و دوزخيان››
احمد شاملو
متن کامل در ادامه مطلب:
ادامه مطلب
قاضي عدالت كجاست.............
درپي اعلام حكم سنگين خانم دلارام علي به دو سال حبس و 10ضربه شلاق و هم چنين حكم خانم عاليه اقدام دوست به 3سال حبس و 20ضربه شلاق كه به جرم شركت در تجمع 22خرداد صادر شده است ,شاهد دور جديدي از سركوب بر عليه فعالين زن در كشور مان هستيم.
چنانكه طي اين مدت, شاهد سركوب و تهاجم هر چه بيشتر از جانب ماموران حكومتي و جلوگيري از تجمع زنان در روز 22خرداد از جانب آنان بوده ايم .
با توجه به چنين عملكردهايي حقيقتا اين سؤال به ذهن خطور ميكند كه در قبال اين اعمال چه بايد كرد؟!
به قول خانم عاليه اقدام دوست” هر جنبشي بايد هزينه اش را بپردازد “ !
در يك كلام هر حركتي به سمت جلو هزينه دارد ! حال ممكن است زندان باشد يا هر چيز ديگر ! اما حرف اول و آخر اين است كه, براي رسيدن به نتيجه اي شايسته بايد تا به پايان راه را ادامه داد و كوتاه نيامد و خسته نشد ! چراكه هر قدر ما عقب بنشينيم اقتدار گران جلو مي آيند و سركوبشان را بيشتر و بيشتر ميكنند و طبيعي است كه اين تهاجم اول از همه دامن زنان را ميگيرد ! كما اينكه تا امروز ...در حالي كه اين سركوب و ناعدالتيها ناشي از قوانين زن ستيزانه ايست كه بايد محكوم شود و همة زنان بايد در مقابل اين اعمال ايستاده , اعتراض كرده و به سمت جلو پيشروي كنيم . اينگونه است كه قادر خواهيم بود حرفهايمان را با قاطعيت تمام با هر هزينه محتملي بزنيم . در غير اينصورت سركوب نه تنها كم نخواهد شد , بلكه برعكس آنها ,خواسته ها و عقايدشان را هم بر ما تحميل كرده و دست مان را براي هميشه كوتاه خواهند كرد !
تجربه نشان داده است كه دل بستن به تغييري ناگهاني در مواد درج شده در قانون اساسي انتظاري بي پايه و پوچ است !
اين ,تجربه ايي است كه تا به امروز بدست آورده ايم
ما زنان هم ميبايست از تمام علايق دست شسته و راه خود را در پيش گيريم تا به هدف مشخص خود برسيم ,در غير اينصورت همين خواهد بود كه هم اكنون بر ما حاكم است و سركوب نه تنها در مورد فعالين زن كم نخواهد شد, بلكه پيشروي كرده و نتيجه سوئي خواهد داشت !
احکام ناعادلانه و ضد انساني را محكوم ميكنيم
زنان آزادي خواه :
طي آخرين اخبار رسيده , دلارام به 2 سال حبس و 10 ضربه شلاق و عاليه به 3 سال حبس و 20 ضربه شلاق محكوم شده اند.
ما اعضاي انجمن ” آواي ما “ ضمن ابراز انزجار از چنين وقايعي ,تمام ارگانهاي ذيربط بين المللي و حقوق بشري را براي رسيدگي عاجل به وضعيت زنان و فعالين سياسي ,كه هم اكنون در سياهچالهاي به گروگان گرفته شده اند ,فراخوانده و هرگونه بي عملي در قبال اين بي حرمتيها بر عليه جنبش زنان را شديدا محكوم ميكنيم
ضمنا تاكيد ميكنيم اتحاد و حمايت از جنبش زنان از جانب تمامي جنبشهاي مستقل و فعال در ايران ميتواندگامهاي موثري را در جهت نابودي بن بستهاي زندگي زنان ايران بردارد.
درود بر آزادي
انجمن آواي ما
مرداد 1386
************************************
نه به حكم سنگسار
به همه وجدانهاي بيدار :
در پي اخبار دريافتي از رسانه هاي معتبر , مطلع شديم كه هم اينك 8 تن از زنان بي پناه هم وطن ما در انتظار حكم تلخ سنگسار, دقائق خود را در كابووس اين لحظة شوم سپري ميكنند.
ما اعضاي انجمن آواي ما ضمن محكوم كردن اين احكام شنيع و ضد انساني ,تمامي سازمانها و ارگانهاي حقوق بشري را براي ممانعت از اجراي اين احكام و برخورد قاطع و جدي باچنين اعمال خودسرانه اي كه از جانب حكومت به اجرا در ميآيد, فرا خوانده و دست ياري به سوي تمام وجدانهاي بيدار بشري دراز ميكند .
انجمن آواي ما
اگر بخواهيم نظري بر اين اعمال بيافكنيم ,مي بينيم كه با سركوب زنان تحت پوش حجاب اجباري, جامعه نه تنها به سوي راه حل درست پيش نرفته, بلكه درپي آنها, شاهد رشد صعودي مفاسد اخلاقي نيز هستيم
در اين جا به راستي اين سؤال مطرح ميشود كه آيا با توجه به مشكلات و موانعي كه در سطح اجتماع بر سر راه زنان وجود دارد, اعم از بيكاري ,نداشتن امنيت شغلي ,نداشتن امنيت در جامعه و ... كه متاسفانه به خاطر نبودن حتي يك مرجع دادرسي ,گريبانگير زنان ميهن ما شده است ,آيا راه صحيح و درستي است كه به حجاب و پوشش زنان پرداخته شود ؟!
پاسخ شايد يك واژه بيشتر نباشد ! نه هرگز !
واقعيت اين است كه, اينگونه فشارها و بن بست سازيها براي زنان ميهن ما , يكي از ضد انساني ترين و شنيع ترين سركوب هايي است كه تا امروز بشريت به خود ديده است !
آري ! به اين ترتيب است كه به جاي راه هاي درست و پيشرفت ساز و ترويج آگاهي بيشتردر تمام سطوح جامعه و مبارزة واقعي با فقر فرهنگي در بين اقشار مختلف جامعه , به اصطلاح ” مبارزه با بد حجابي “ را در پيش مي گيرند و با كمال وقاحت در رسانه هاي رسمي به تبليغ آن نيز مي پردازند !
بايد پرسيد كه به راستي اين همه اعمال زن ستيزانه در چنين سطح گسترده ايي از جامعه, براي چيست ؟! آيا جز اين است كه انرژي و پتانسيل سازنده و بالندة نهفته در وجود زنان در جامعه ,ناديده گرفته شده و در عوض همان تفكر پوسيده كه زن را فقط در چارديواري محسور ميسازد و براي آن ارزشي قائل نيست .
اينچنين است كه در نتيجة چنين عملكردهايي,شاهد سرخوردگي فزايندة زنان در تمام شهرها و روستاهاي ميهنمان و درنتيجه هموار شدن مسير براي خودكشي و دست شستن از زندگي براي آنان فراهم گشته است!
در اينجا است كه بايد از آقايان پرسيد: اگر دلتان براي فساد جامعه مي سوزد, و واقعا در اين تبليغات, هدف سوئي را دنبال نميكنيد, پس اين همه فساد و فحشاء دولتي از كجا نشات گرفته است ؟ اين حجم از دختران فراري و...ودرنهايت سر در آوردن از شيخ نشينان عربي براي چيست؟
بله دوستان ! در مثل گفته اند :” ماهي از سر ميگندد ! “
لذا بايد نتيجه گرفت كه در پوش مبارزه با بدحجابي و پوشش زنان ,سركوبگر ان به دنبال اهداف شوم خود هستند ,كه بايد آن را دريافت و آن را محكوم كرد.
دراين نقطه است كه ميتوان به جرات گفت: سركوب زنان در هر قالبي كه ميخواهد باشد و هم لباسي كه بر تن كرده است , بايد محكوم و افشا شده و نهايتا نابود گردد چرا كه تنها راه, ايستادن و سكوت نكردن است و بس ..
انجمن آوای ما

تشکيل دادگاه و صدور حکم همزمان براي فعالآن جنبش زنان 
«سايت تغيير براي برابري: نخستين دادگاه اعضاي کمپين يک ميليون امضا برگزارشد. دادگاه نسيم سرابندي و فاطمه دهدشتي روز 21 مرداد در شعبه 28 دادگاه انقلاب برگزارو همان موقع هم حکم دادگاه اعلام شد.
آنان بهاتهام اقدام عليه امنيت ملي از طريق فعاليت تبليغاتي عليه نظام محکوم شدند. استناد قاضي در مورد اتهام آنان ماده 500 قانون مجازات اسلامي بود. نسيم و فاطمه هردو به6 ماه حبس تعليقي تا 2 سال محکوم شدند.
نسيم سرابندي و فاطمه دهدشتي در ديماه 1385 هنگام جمع آوري امضا در مترو بهمدت 24 ساعت بازداشت شده بودند. ابتدا بهنظرمي آمد پرونده شان بسته شده است اما آنها مجددا در پي تغيير روند بازپرسي احضارو تفهيم اتهام شدند.
به آنها گفته شد که اتهام شان اقدام عليه امنيت ملي از طريق تبليغ عليه نظام است و آنها نيز در آخرين دفاع ازخود اين اتهام را نپذيرفتند. اما سرانجام محکوم شدند. اين درحالي است که جمع آوري امضا اقدامي مدني و مسالمت آميز است و نمي تواند جرم محسوب شود»
سايت ايران پرس نيوز
ادامه مطلب


----------------------------------------------------
سركوب چرا ؟؟؟؟؟؟؟
از تير 78تاكنون هر ساله شاهد برگزاري و گراميداشت تجمعات دانشجويان در بزرگذاشت اين روز بزرگ
بوده ايم كه توسط نيروهاي حكومتي به خاك و خون كشيده شد بوده و هر ساله نيروهاي حكومتي تلاش كرده اند به گونه ايي مانع ايجاد شكل گيري اين تجمع شوند و به بهانه هاي مختلف تلاش كرده اند دانشجويان را سركوب و يا از برگزاري اين مراسم منع كنند اما دانشجويان شجاع و آگاه هيج گاه تن به ذلت اين سركوب نداده اند و با حضور خود اين روز بزرگ و ياد و خاطره شهداي گرانقدر كوي دانشگاه را گرامي داشته اند اما به راستي چرا امسال حكومت اقتدارگر اجازه تجمع به دانشجويان را نداد و دانشجويان فعال را به وحشيانه ترين شكل مورد ضرب و شتم قرار داد و دستگير كرد كه در حال حاضر تعدادي از اين دانشجويان آزاده در زير شكنجه در زندان به سر مي برند تجربه نشان داد كه هر چه قدر مردم با هم متحد باشند نيروهاي حكومتي در مقابل قدرت و توانمندي مردم عقب نشيني مي كنند اما هر گاه تعداد كمتري در تجمعات شركت كرده اند به شدت مورد ضرب وشتم قرار گرفته اندو آنرا خاموش كردندبه راستي معلوم نيست بر سر قانون اساسي که حق تجمع و تحصن را با صراحت به رسميت شناخته، چه آمده است؟به راستي آن دانشجويان جوان دانشگاه پلي تکنيک و بعد اين جوان فعال در جنبش دانشجويي و نيز دختران جوان و مدافع حقوق برابر همچون بهاره هدايت، دلارام علي و... چه كرده اند!! چه ميخواستند!! مگر اين نيست كه همگي فرزندان جنبش هستند که امروز بدون هيچ ضابطه و دليلي به زندان ها سپرده شده اند يا احکام سنگين دريافت کرده اند. آيا اين حق؟؟ چه كسي اين همه خشونت راجواب ميدهد و براستي چه كسي باعث وباني آن است ؟
ولي مردان حكومت بدانند نمي توانند صداي ما را در گلو خفه كنند بلكه اين صداها يكروز به طوفاني تبديل خواهد شد و ديگر مثل 22خردادو18تير منتظر اجازه نامه نخواهيم شدبلكه اين سكوت تمام خواهد شد وبراي آزادي دوستان در بند مان ولو با هر هزينه اي دست به دست هم خواهيم داد ولو خشونت از اين بيشتر هم باشد .اين پايان يك راه است ديگر ساكت ماندن جايز نيست .............
----------------------------------------
امروز در جامعه ما زن ستيزي و نابرابري عليه زنان به اوج خود رسيده است ا زهر گوشه ايي كه به آن نگاه مي كنيم جز نابرابري و بي عدالتي چيزي نمي بينيم اما زنان آگاه كشورمان با خيزشهاي گسترده شان و با اعتراض همگاني شان عليه اين بي عدالتي بر مي شورند و دست از مبارزه شان برنمي دارند و همواره فرياد برابري و آزادي سرمي دهند بله اگر بخواهيم نگاهي بيندازيم از مشكلات و معضلات اجتماعي كه دامنگير زنان است كم نيست زنان و دختراني را مي بيني كه به دليل مشكلات و تبعيضهاي غير قابل تحمل از خانه فرار كرده اند و به گوشه خيابانها پناه مي آورند خيلي از آنها در اين شرايط دست به خودكشي مي زنند و اينگونه به زندگيشان خاتمه مي دهند اگر از همه آنها بپرسي راهي جز اين نمي بينن و براي رهايي از اين بدبختي و مشكلات بهترين راه را براي خود مي بينن آري براي زنان امنيتي وجود ندارد بخصوص براي آنهاي كه بيوه هستند براي آنهاي كه طلاق مي گيرند براي آنهاي كه در خانواده فقير بزرگ شده اندزندگي كردن و امرار معاش سخت و طاقت فرساست و جامعه براي آنان جز تحقير و سوداستفاده جنسي و سوق دادنشان به سوي فحشاو اعتياد چيز ديگري به ارمغان ندارد و ندادن فضا و امكان زندگي اجتماعي و فعاليت ها و تحقير و اهانت هاي كه مي شوند بله زنان محبوب ما در جامعه بيش از همه مورد ظلم و ستم قرار دارند و حال بايد پرسيد چه بايد كرد چه راههاي وجود دارد كه زنان را به رهايي نزديك كند مسيح مي گويد مي توان به اسارت وبردگي شوريد و اسارت هرگز ابدي نيست و آزادي سرانجام دست يافتني است و بايد گفت كه مبارزه زنان هم يك روز به بار مي نشيند و حقوق از دست رفته آنها گرفته مي شود
آري من يك زنم كه برتنم زخم هاي كهنه ايي است كه سالها بر آن تازيانه بي رحم زمان خورده است
ومن اكنون زني سكوت و خاموش نيستم
زني هستم از جنس عصيان
و فرياد فرداي آزاد كه آن را التيام دردهايم مي بينم
من يك زنم و فردا بامن روئين تن است
و خود روئين تنم
